وبلاگ

دی ۱۵, ۱۳۹۵

سرزمین مهر تابان

فروردین ۱۳۹۲- پس از ورود به خاک ژاپن به عبارت دیگر گذر از پلیس گذرنامه، نخستین صحنه ای که مرا تحت تاثیر قرار داد این بود: […]
دی ۱۵, ۱۳۹۵

چنین گفت …؟

فروردین ۱۳۹۲- اندکی پس از خط پایان مسابقه دو ماراتون شهر بوستون آمریکا مشغول تهیه گزارشی از سازمان دهی فوق العاده عالی افراد داوطلب افتخاری برای برگزاری […]
دی ۱۵, ۱۳۹۵

نشانی از نقره بر گردن قشم: هنگام

اسفند ۱۳۹۱- فرزاد به من تلفن زد و گفت: «قشم میای ؟» گفتم: «آره!» گفت:«اصلا معلوم نیست چه جوری بریم. شاید با اتوبوس با قطار یا […]
دی ۱۵, ۱۳۹۵

معرفی کتاب: “چگونه دنیا را متحد کنیم؟”

بهمن ۱۳۹۱- سخنان استاد گرانقدرم جناب آقای دکتر سهامی هنوز در گوشم هست: «بعد از هشت نه سالگی دیگه فقط دکور شخصیت فرد رو میشه تغییر داد […]
دی ۱۵, ۱۳۹۵

جانور برای تفریح به کسی آسیب نمی زند

بهمن ۱۳۹۱- وقتی بدانی انسان چگونه موجودی ست راحت تر زندگی می کنی. وقتی می دانی آدمی به طور کلی دارای غریزه جنگ هستند، رفتارهای توهین […]
دی ۱۵, ۱۳۹۵

روسیاهی برای زغال

بهمن ۱۳۹۱- دریاچه به من می گفت: «بیا و در من شنا کن. شنا کردنِ تو نجات من است.» من به او می گفتم: «تو سردی! […]