وبلاگ

دی ۸, ۱۳۹۵

ماجراهای رستم و اسفندیار (بخش نخست)

دی ۱۳۹۰- حتماً از شاهنامه به یاد دارید که اسفندیار جوان که طمع در دست گرفتن همه قدرتهای سیاسی، اجتماعی، نظامی و … ایران را در سر […]
دی ۷, ۱۳۹۵

هوش اجتماعی و اهمیت آن

آذر ۱۳۹۰- ساعت ۹:۰۰ بامداد پس از این که اتومبیلم را به زحمت توانستم در جایی پارک کنم، وارد دبستان شدم طبق آنچه از پیش هماهنگ کرده […]
دی ۷, ۱۳۹۵

نام نیکو بهتر است یا سرای زرنگار؟

آذر ۱۳۹۰- به مجتمع فرهنگی – ورزشی کنکاش زرتشتیان یوسف آباد پا می گذارید. به طور معمول زمین چمن مصنوعی و در شب هنگام نورافکنها و نوجوانان، […]
دی ۷, ۱۳۹۵

بوی پول می آد…

آذر ۱۳۹۰- خبر نخست : سرتیپ دکتر محمود کشرویانی رییس هیات مدیره انجمن زرآبادی های مرکز با صدور حکمی سه نفر را مامور کرد پول قلمبه ای […]
دی ۷, ۱۳۹۵

گل گلدون من شکسته در باد

آذر ۱۳۹۰- رئیس انجمن زر آبادی های مرکز نمی توانست نخندد. او می گفت:« ببینید! خیلی ساده است. یک سری کاغذ به منطقه ۶ پرورش گل […]
دی ۷, ۱۳۹۵

ما چطور بار آمده ایم؟

آذر ۱۳۹۰- آیا تاکنون شده است برای یک کار بانکی یا اداری به شما بگویند خودتان کتباً اظهار کنید که هیچ خلاف یا سوء سابقه ای […]