ماجراهای رستم و اسفندیار (بخش نخست)

هوش اجتماعی و اهمیت آن
دسامبر 27, 2016
نیمروز و محلات (ایرانگردی)
دسامبر 28, 2016

ماجراهای رستم و اسفندیار (بخش نخست)

دی ۱۳۹۰- حتماً از شاهنامه به یاد دارید که اسفندیار جوان که طمع در دست گرفتن همه قدرتهای سیاسی، اجتماعی، نظامی و … ایران را در سر داشت چگونه به واسطه آزمندی در دام گشتاسب کهنه کار گرفتار شد و به جنگ پهلوان نامدار رستم رفت.

. در واقع، تاریخ پر است از داستانهای عبرت آموز که نشان می دهد هرگز همه قدرتهای یک هازمان در دست یک فرد نبوده و همواره کسانی که طمع ورزیده اند که همه قدرت ها را یکجا و از آن خود کنند، چاره ای جز شکست نداشته اند.

اما شاید بسیاری افراد منتظر بودند که کشمکش قدرت جناب آقای دکتر اختیاری و جناب آقای دکتر خسرویانی با فرا رسیدن زمان تبلیغات مجلس به اوج خود برسد.

اختیاری که با در دست داشتن چهار سال نمایندگی در مجلس و ریاست بر پردیس مارکار یزد از آماده سازی   رسانه ای با به کارگیری تارنمای خبری برساد و نشریه پارس نامه و تاثیر اجتماعی بر گروه های تحصیل کرده در برنامه های گوناگون مانند دور هم جمع کردن گروه طرح بهبود کیفیت مدارس زرتشتی یا اندیشه های برگزیده جوانان سود می برد، حق بدیهی خود می داند که برای دوره های آینده بر کرسی سبز مجلس تکیه بزند.

از سوی دیگر، خسرویانی طی سال گذشته چندین بار به وضوح تمایل خود را برای در دست گرفتن قدرت سیاسی جامعه ابراز کرده بود. وی با داشتن ریاست هیات مدیره انجمن زرتشتیان تهران، ریاست انجمن پزشکان زرتشتی و استفاده رسانه ای از نشریه فرازنامه، همه امید خود را به تاثیر جمعی بر پیش کسوتان قدرت جامعه معطوف کرد. او که در سالهای گذشته تلاش کرد پیش کسوتان قدرت انجمنی را از جمله روسا و افراد تاثیرگذار دوره های پیشین را در هیات امنای مکان های گوناگون به کار ببرد و بدین ترتیب به حمایت این افراد و مردم تحت نفوذ آنها دل ببندد، هرگز به افراد فرهیخته و جوانان نخبه در عمل بها نداد و از مدیران متخصص به نحو در خور تجلیل و حمایت عملی نکرد. به عبارت دیگر بیشتر به اهرمهای قدرت انجمن های پیشین تکیه کرد تا تاثیر اجتماعی بر گروه های تحصیل کرده.

اختیاری در مدت چهارسال نمایندگی خود با بهره برداری بهینه از موقعیت خود ارتباط تنگاتنگی را با سکانداران قدرت سیاسی کشور فراهم کرد و توانست در مواقع لزوم با روشهای محتاط و به دور از شتابزدگی از حقوق زرتشتیان دفاع ارائه کند به گونه ای که هم ایرانیان زرتشتی را راضی کند، هم از دلخوری قدرتمندان سیاسی دور بماند. اگر چه او گاه از این ارتباط خود برای هازمان زرتشتی سود برد اما به ویژه جایی که انجمن زرتشتیان تهران و خسرویانی می توانند کار را به نام خود تمام کنند از همکاری تا انتها دریغ می ورزد.
خسرویانی در انتخابات تازه انجمن به مکان دوم دست یافت. راشین جهانگیری بدون سر و صدا و بی تبلیغ در برابر تبلیغات منظم خسرویانی پیروز شد. شاید این نخستین زنگ خطر برای کسی بود که رویای در دست گرفتن کامل قدرت سیاسی و انجمن ایرانیان زرتشتی را در سر داشت. خسرویانی هنوز امیدوار بود. او از هر فرصتی برای زورآزمایی با اختیاری استفاده می کرد و تلاش داشت کارها و رویه های او را به چالش بکشد و گاهی موفق هم بود. او حتی تدارک خوبی از رسانه های جدید اینترنتی آماده کرده بود که با نزدیک شدن انتخابات ، تبلیغات همه جانبه خود را روی مانیتورها، موبایل ها و در صندوق های پست منازل روانه سازد. ولی در روز آخر، ظاهر او حکایت از هیجان نداشت. او در مصاحبه ای عجیب و غیر قابل تصور اعلام کرد که نمی خواهد به پیکار اسفندیار اختیاری برود. چرا ؟ ( ادامه دارد ) قسمت دوم این ماجرا را به زودی در همین وب سایت بخوانید. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.