ما چطور بار آمده ایم؟

پیشنهاد برای آموزش زبان دری یا خط دین دبیره
دسامبر 27, 2016
گل گلدون من شکسته در باد
دسامبر 27, 2016

ما چطور بار آمده ایم؟

آذر ۱۳۹۰-

آیا تاکنون شده است برای یک کار بانکی یا اداری به شما بگویند خودتان کتباً اظهار کنید که هیچ خلاف یا سوء سابقه ای ندارید؟ شاید این حرفی که می زنم خیلی دور از ذهن برسد ولی آیا این طوری فکر کرده اید؟

می توانیم این اصل را امتحان کنیم:« همه راست می گویند مگر این که خلافش به اثبات برسد.»

به عبارت دیگر می توان تمرین کرد که همه را راست گفتار بدانیم مگر این که به ما اثبات شود که کسی دروغ     می گوید.

 

شفاف سازی و اهمیت دادن به اعتبار فردی

اگر فرض بر این باشد که همه راست می گویند، آن وقت می توان با اطمینان گفت کسی که در یک جامعه کوچک زندگی می کند و نظرات خود را بی باک و صریح بیان می کند یا می نویسد، آن قدر از عواقب دروغ می ترسد که فکر کردن به دروغ پراکنی هم او را زجر می دهد.

اگر کسی عقیده، نظر یا وقایع را با صراحت بیان نمی کند یا نمی نویسد یا نام و نشان خود را بروز نمی دهد یا از شفاف سازی نظرات و عقاید افراد جامعه می هراسد، شما درباره او چه فکری می کنید؟ اگر کسی به راحتی به انواع بی حرمتی های کلامی و کرداری می پردازد، دروغهای پیشین خود را توجیه می کند و تلاش می نماید شخصیت دیگران را تخریب کند، آیا شما همچنان حاضر به همنشینی با او هستید؟ آیا با او آن قدر ارتباط برقرار می کنید که بخواهید راست یا دروغ بودن حرف او را بسنجید؟

ساده است. اگر مبتنی بر اصل « همه راست می گویند» اطلاعات و گفتگوی جلسات و گزارشهای تفصیلی سازمانها و نظرات افراد جامعه با شفافیت در دسترس عموم مردم قرار گیرد، آن قدر آبروی افراد برایشان مهم است که نمی توانند دروغ بگویند و در جامعه باقی بمانند. دروغگویی خودشان، آنها را از جامعه طرد می کند.

لازمه شفاف بودن اطلاعات

چرا برخی رسانه های جامعه زرتشتیان از درج شفاف همه اطلاعات و گفتگوها و مذاکرات جلسات گاهی دور      می مانند؟ آیا آزادی لازم از سوی ارگانهای دولتی مرتبط وجود ندارد که فعالیتهای اجتماعی درون جامعه برابر اصول دینی خودمان به راحتی آگاهی رسانی شود؟ آیا برخی رسانه ها که خبرها و واقعیتها را به صورت گزینشی منعکس می کنند، در برخی رانت های قدرت تنیده شده اند و برای همین توان تحرک رسانه ای کامل را از دست    داده اند؟ آیا ندانسته و بدون آگاهی از اصول حرفه ای یک رسانه و بدون آگاهی از وظایف اجتماعی آن، از روی نپختگی از شفاف سازی روی گردان هستند؟ آیا برخی انجمنها و مسوولان از شفاف سازی می ترسند و رسانه ها را به جلسات خود راه نمی دهند و آگاهی به آنها نمی رسانند؟ آیا تحمل فرهنگی در سطح کل کشور به حدی نیست که بتوان همه اخبار و رویدادها را در معرض دید و دسترس عموم قرار داد و به خاطر دیگران ما باید جامعه خود را عقب نگه داریم و از پیشرفت فرهنگی- انسانی چشم بپوشیم؟

 

ما چه وظیفه ای داریم؟

ما می توانیم خودمان انتخاب کنیم:

۱-     پیشرو باشیم و به شفاف شدن فضای رسانه ای و افزایش آگاهی های اجتماعی کمک کنیم.

۲-     منفعل بمانیم: هر حالتی که دیگران پدید می آورند، ما همان شکل را به خود بپذیریم.

۳-     متحجر و افراطی بشویم: اصلاً از بیخ و بن منکر آن شویم که رسانه ها و شفاف سازی مانند وجدان بیدار جامعه باید عمل کنند و از بسته شدن رسانه ها شادمانی نماییم و همکاران آنها را تحقیر نموده و پس برنیم.

 

اگر ما مسوول یا مدیر جایی هستیم بهتر است به افرادی که تشکیل دهنده جامعه هدف ما هستند احترام بگذاریم. اگر آنها می خواهند بیشتر بدانند، به جای آن که در نشریه داخلی خود، قصه و خاطره جا دهیم، گزارش کارکرد، گزارش مالی دقیق با ذکر جزییات، گزارش ملاقاتها و جلسات درون سازمانی و برون سازمانی، گزارش ارزیابی ها و امثال آن را قرار دهیم. اگر هم جامعه هدف بجز انتخاب اجباری ما ( !! ) چاره دیگری ندارد، می توانیم نه تنها به خواست آنها بی اعتنا باشیم که گاه برای شهرت بیشتر خود خلاف خواست و نظر آنها تصمیم بگیریم و در محافل خانوادگی به آنها بخندیم و هیچ گزارشی هم به هیچ یک از آنها اندکی بروز ندهیم. اگر هم خیلی فشار آوردند، هیچ جایی پیدایمان نشود تا نوبت بعد انتخابات برسد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.